مرتضى مطهرى
456
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ندارد . بطلان نظريه « نفى و ثبوت » بديهى است حاجى در جواب اين گروه از متكلمين مىگويد اصلا اين مطلبى نيست كه كسى بخواهد به آن جوابى بدهد ؛ جوابش بديهى است زيرا اين انكار يك امر بديهى است كه انسان قائل باشد كه اشيائى كه وجود ندارند و معدوم هستند در عين حال يك نفس الامريتى در حاقّ واقع و نفسالامر دارند . خصوصا بنابر اصالت وجود كه اساسا اصالت منحصرا از آن وجود است ، حقيقت يعنى وجود و وجود يعنى حقيقت ، ديگر اين معنى ندارد كه بخواهيم در ماوراء وجود هم براى شىء نفس الامريتى قائل باشيم . اصلا نفس الامريت مساوى با وجود است و وجود مساوى با نفس الامريت است و اگر گاهى در فصلهاى بعد « 1 » ميان نفس الامريت و وجود تفكيك مىشود با نوعى اعتبار است در مراتب ، كه ذهن در نظر مىگيرد ، نه اينكه اشياء در حاقّ واقع نوعى انفكاك از وجود داشته باشند . انگيزهء قائل شدن متكلمين به اين نظريه عمدهء مطلب اين است كه ما ببينيم چه عواملى سبب شده است كه متكلمين چنين نظريهاى بدهند . معمولا نظرياتى كه بطلان آنها واضح است ، براى كسى كه ابتداء به اين نظريات توجه مىكند مايهء تعجب مىشود كه چگونه افرادى صاحب انديشه و صاحب فكر آمدهاند چنين حرفى زدهاند ولى اگر انسان از همان راهى برود كه اينها رفتهاند كه بعد به يك بن بستى رسيدهاند كه نمىتوانستهاند جز به اين وسيله خود را از آن بن بست نجات بدهند آن وقت تعجب او بر طرف مىشود و مىبيند كه چنين نظريهاى را هم در اينجا مىشود ابراز كرد . در جاى ديگر هم گفتهايم كه هميشه مهملترين حرفها را بزرگان گفتهاند يعنى افراد عادى در شأنشان نيست و نمىتوانند كه اينقدر چرند بگويند . واقعا همين جور
--> ( 1 ) . [ اشاره است به فصل « مناط صدق در قضايا » كه در آنجا ميان نفس الامريت و وجود تفكيك مىشود . ]